تبلیغات
مرکز درمان مشکلات یادگیری ستایش دهگلان - نظریه ی یادگیری اجتماعی بندورا

مطالب همکاران مرکز درمان مشکلات یادگیری ستایش دهگلان

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :صلاح رحیمی
تاریخ:دوشنبه 30 دی 1392-11:48 ب.ظ

نظریه ی یادگیری اجتماعی بندورا

بخش بزرگی از یادگیری انسان ازراه مشاهده ی رفتار واعمال دیگران آموخته می شود ،مهمترین نظریه ی یادگیری موجود که بر اهمیت مشاهده تأکید می ورزد نظریه ی آلبرت بندورا است ،که می توان آن را نظریه ی شناختی اجتماعی نام گذاری کرد . علت نام گذاری این نظریه به نظریه ی یادگیری اجتماعی این است که در آن بر بافت اجتماعی که رفتار درآن آموخته ونگهداری  می شود تأکید شده است ،وسبب نامیدن آن به نظریه ی شناختی اجتماعی این است که بین نظریه ی بندورا ونظریه ی کسانی چون تولمن تمیز داده شود .

بخش بزرگی از یادگیری انسان ازراه مشاهده ی رفتار واعمال دیگران آموخته می شود ،مهمترین نظریه ی یادگیری موجود که بر اهمیت مشاهده تأکید می ورزد نظریه ی آلبرت بندورا است ،که می توان آن را نظریه ی شناختی اجتماعی نام گذاری کرد . علت نام گذاری این نظریه به نظریه ی یادگیری اجتماعی این است که در آن بر بافت اجتماعی که رفتار درآن آموخته ونگهداری  می شود تأکید شده است ،وسبب نامیدن آن به نظریه ی شناختی اجتماعی این است که بین نظریه ی بندورا ونظریه ی کسانی چون تولمن تمیز داده شود .

آلبرت بندورامعتقد است که پاره ای ازیادگیری های انسان ازراه شرطی

سازی پاسخگر وبرخی دیگر از راه شرطی شدن کنشگر آموخته می شوند ، اما او می گوید این تمامی ماجرا نیست بلکه مقدار زیادی از یادگیری های  ما ازراه مشاهده ی رفتار دیگران آموخته می شوند.دراین نظریه ،فرایندهای واسطه ای شناختی مورد تأکید قرار دارند وچنین فرض می شود که تأثیر رویدادهای محیطی بر اکتساب  ونظم بخشیدن به رفتار عمدتاً به وسیله ی این فرایندها تعیین می شوند.

مدل یادگیری مشاهده ای بندورا از چهار مرحله تشکیل یافته است .

1-مرحله ی توجه

2- مرحله ی به یاد سپاری یا یادیاری

3-مرحله ی باز آفرینی

4-مرحله ی انگیزشی

دراولین مرحله ی این مدل یادگیری یعنی مرحله ی توجه ((attention یادگیرنده باید به رفتار الگو یا سرمشق یعنی کسی که قرار است از او بیاموزد توجه کند .طبق این مدل  یادگیرنده باید به رفتار سرمشق، یعنی کسی که قرار است ازاو بیاموزد توجه کند .اگر یادگیرنده توجه نکند چیزی ازاو نخواهد آموخت .چندین ویژگی سرمشق می توانند بر جلب نظر یادگیرنده مؤثر واقع شوند که برخی از آن ها از این قرارند ؛

پایگاه اجتماعی سطح بالا ،موفقیت زیاد ودانش وتخصص سطح بالا.

همچنین ویژگی هایی از یادگیرنده نیز بر اینکه توجه اوبه رفتار سرمشق جلب شود مؤثرند .ویژگی هایی چون نیاز به وابستگی ،احترام به خود  وتصور یادگیرنده از شایستگی خودش براحتمال توجه او به رفتار سرمشق می افزایند .علاوه بر ویژگی های سرمشق وسرمشق گیرنده ، عامل مهم دیگری که در جلب توجه یادگیرنده به رفتار سرمشق مؤثر است مشوق هایی هستنند که معلم درازای توجه یادگیرنده به اومی دهد.

درمرحله ی دوم یادگیری از راه مشاهده ،یعنی مرحله ی به یاد سپاری یا یادیاری (retention)آنچه مورد مشاهده ومورد توجه یادگیرنده واقع می شود ،در حافظه ی اوذخیره می گردد.بندورا معتقد است که یادگیری های ما به صورت رمز هایی تصویری (تجسمی)(imaginal)یا رمزهای کلامی((verbalدرحافظه ی ما باز نمایی یاذخیره می شوند . اودراین باره می گوید :پس ازآنکه فعالیت های سرمشق توسط یادگیرنده به صورت تصویر های ذهنی ورمزهای کلامی قابل استفاده در آمدند، این رمزهای حافظه ای به صورت راهنمایی هایی برای عملکرد یادگیرنده مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

مرحله ی سوم بازآفرینی حرکتی نام دارد(motor reproduction)در این مرحله،رمزهای کلامی یا تصویری موجود درحافظه ی یادگیرنده به عملکردهای آشکار تبدیل می شوند.وجود این مرحله در فرایند یادگیری مشاهده ای از آن جهت ضروری است که یادگیرنده با انجام عملی که در مراحل قبل مورد مشاهده قرار داده وبه حافظه سپرده است بر کم وکیف عملکرد خود آشنا می شود واز طریق مقایسه ی آن با رفتار سرمشق که به یادگیری آن پرداخته است اشکالات عملکرد خود رابر طرف می سازد.

مرحله ی چهارم مرحله ی انگیزشی(motivational)نام دارد.بندورا می گوید آنچه مورد مشاهده ی یادگیرنده قرار می گیرد ودر حافظه ی او بازنمایی می شود واز راه باز آفرینی حرکتی کم وکسر آن برطرف می شود،برای این که در یک موقعیت واقعی به ظهور برسد ،باید با پیامدهای مطلوب همراه باشد.بنابراین،اومعتقداست که برای تبدیل آموخته های فرد به اعمال آشکار،شرایط انگیزشی یعنی پاداش وتقویت ضروری هستند .بااین حال بندورا تقویت وتنبیه رامتغیرهای عملکردی می خواند،نه متغیرهای یادگیری،یعنی تقویت بر عملکرد تأثیر می گذارد ولی برای یادگیری ضروری نیست . بندورا یادگیری وعملکرد را مستقل از یکدیگر می داندومی گوید:نظریه ی یادگیری اجتماعی بین یادگیری وعملکرد تمایز قائل می شود، زیرا افراد تمام آنچه راکه یاد می گیرند به عمل درنمی آورند.به اعتقاد بندورا یادگیری نیازی به تقویت ندارد وتنها چیزی که برای یادگیری لازم است مجاورت بین بادگیرنده وسرمشق است .به سخن دیگر،هر گاه یادگیرنده در مجاورت باکسی قرار بگیرد وبه اعمال او توجه کند آن اعمال را خواهد آموخت، امابرای اینکه آموخته های خود را به عملکرد تبدیل کند نیاز به عوامل تشویقی از جمله تقویت مستقیم دارد.

درنظریه ی بندورا علاوه برتقویت فوق که نقش انگیزشی در تبدیل یادگیری های شخصی به عملکردهای آشکار،ضرورت دارد تقویت دیگری وجود داردکه تقویت جانشینی نامیده شده است.تقویت جانشینی ونیزتنبیه جانشینی پیامدهای مثبت ومنفی هستند که به دنبال رفتار سر مشق مورد مشاهده ی یادگیرنده می آیند،نه به دنبال رفتار خود یادگیرنده اما بر رفتار یادگیرنده تأثیر می گذارند.ازآنجا به این ها تقویت وتنبیه جانشینی می گویند که یادگیرنده،هنگام مشاهده ی رفتار سرمشق،خود را به طور خیالی درجای او می گذاردوتقویت وتنبیه دریافت شده به وسیله ی سرمشق،رفتار یادگیرنده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

علاوه بر دو نوع تقویت فوق،تقویت نوع سومی وجود دارد که تقویت شخصی نامیده می شود،بدین معنی که شخص خود می تواند با مقایسه ی رفتارش بایک ملاک بیرونی وکسب اطمینان از موفقیت های خود،به طور ذهنی یاعینی به تقویت رفتار خودش بپردازد به همین قیاس ،تقویت تقویت شخصی نیز به عنوان نوع دیگری ازتقویت در کنترل رفتار فرد دخیل است.تنبیه شخصی نیز به همین صورت بررفتار فرد اثر کنترل کننده دارد.

کوتاه سخن اینکه،یادگیری مشاهده ای شامل توجه،به یادسپاری یایادیاری توانایی های رفتاری ومشوق هاست .بنابراین،اگریادگیری مشاهده ای رخ نداده باشد به این دلیل است که یادگیرنده فعالیت هایی از سرمشق یا الگوراکه قرار بوده به آن ها توجه کند مورد توجه قرار نداده است،یاآن ها را به یاد نسپرده است،یااز لحاظ جسمی توانایی انجام آن ها را نداشته است،یااینکه مشوق های مناسب را برای تبدیل یادگیری به رفتار آشکار (عملکرد)دراختیار نداشته است .

درنظریه ی یادگیری اجتماعی،انتظارات نقش مهمی ایفا می کنند.در این نظریه،گفته می شود که غالباً انتظارات وفرضیه های افراد در باره ی اتفاقاتی که برایشان می افتند بیشتر از واقعیت های عینی بر رفتارشان تأثیر می گذارند.بنابراین،وقتی که بین ادراک فرد از رویدادها وواقعیت عینی تفاوت قابل ملا حظه ای وجود داشته باشد برای اواشکالات بالینی به وجود می آید .

یکی دیگر از مفاهیم عمده ی نظریه ی بندورا مفهوم کارآمدی شخصی تصوری است.که به باورهای شخصی در ارتباط با توانایی اش درانجام امور دلالت می کند واز منابع مختلف از جمله توفیق ها وشکست ها ی خودفرد،مشاهده ی موفقیت یا شکست دیگرانی که شبیه به او هستند،وترغیب کلامی سرچشمه می گیرد.انتظار کارآمدی به برآورد شخصی فرد از اینکه توانایی مقابله ی موفقیت آمیز با یک موقعیت تهدید کننده رادارد یانه اشاره می کند.

طبق نظریه ی بندورا،انتظارات کارآمدی دربازداری،تعمیم وحفظ رفتار سازگارانه نقش مهمی ایفا می کنند.ویلسون والری(1980)در این باره می گویند:برای مثال،مورد درمان جوی فوبیایی رادر نظر بگیرید که از موقعیتی که فکر می کند نمی تواند با آن درست برخورد کند اجتناب می نماید.یعنی در چنین موقعیتی مضطرب می شود و کنترلش را از دست می دهد.اگرانتظارات کارآمدی اوبا درمان نیرومند شوند،دیگراز آن موقعیت اجتناب نخواهد کردوبا آن روبرو خواهد شدوانتظارات مربوط به کارآمدی شخصی تصوری به موقعیت های دیگر تعمیم خواهند یافت وهمین توضیح می دهد که چگونه رفتار تغییر یافته تعمیم می یابد.

یکی دیگر ازویژگی های نظریه ی بندورا این است که کارکرد روانشناختی شامل روابط متقابل میان سه عامل رفتار،فرایندهای شناختی وتأثیرات اجتماعی است.بندورا این عوامل رادرکتاب خود با عنوان بنیاد های اجتماعی تفکر وعمل به این صورت نشان داده است.<img alt="http://www.uplooder.net/" src="http://www.uplooder.net/img/image/20/53a27058aa71715660d7b94a4a77f571/Presentation1.jpg"/>

چنان که در شکل دیده می شود شخص نه به وسیله ی نیروهای درونی رانده می شودونه یک واکنش کننده ی منفعل به فشارهای بیرونی است بلکه هم عامل ایجاد تغییردر محیط وهم تأثیر پذیرنده ازمحیط است،به سخن دیگر هم متغیرهای پیش آیندی محیطی در ایجاد ونگهداری رفتار مؤثرند،هم متغیرهای واسطه ای شناختی،ومتغیرهای پس آیندی محیطی  بنابراین،تغییردهندگان رفتار ورفتار درمانگران پیرو بندورا،دربررسی  عوامل مؤثر بر رفتار،نه تنها به تحلیل رویدادهای محیطی پیش آیندی (که بر انگیزاننده ی رفتارند) و رویدادهای محیطی پس آیندی (که نگهدارنده ی رفتارند)می پردازند،بلکه طبقه ی دیگر از عوامل تعیین کننده ی رفتار،یعنی متغیرهای شخصی اندیشه وبرداشت وتصور(یعنی   فرایندهای شناختی)را نیزمورد توجه قرار می دهند.بندورا (1978)در این باره گفته است:عوامل شخصی ومحیطی به صورت تعیین کننده ها مستقلاً عمل نمی کنند،بلکه یکدیگر را تعیین می کنند. هم چنین نباید اشخاص رابه عنوان عامل مستقل از رفتارشان در نظر گرفت.عمدتاً مردم از طریق اعمالشان شرایط محیطی رابه وجود می آورند که آن هم متقابلاً بر رفتارشان تأثیر می گذارد.هم چنین تجاربی که به وسیله ی رفتارتولیدمی شوند تا حدودی افکار،انتظارات وتوانایی های افراد راتعیین می کنند،که این ها نیز به نوبه ی خود،بررفتار بعدی آنان اثر می گذارند.

کوتاه سخن اینکه بندورا درتوجیه رفتارآدمیان،هم به عوامل پیش آیندی وپس آیندی محیطی اهمیت می دهد وهم فرایندهای شناختی ارگانیسمی را مهم می داند،با این وصف می توان گفت که این نظریه حد واسط نظریه های شناختی و رفتاری است ;به همین دلیل می توان آن را یک نظریه ی رفتارگرایی شناختی نامید.

                                                                                    برگرفته ازکتاب

 تغییر رفتار ورفتار درمانی نظریه ها وروش ها




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


سه شنبه 15 بهمن 1392 02:15 ب.ظ
سلام آقای رحیمی مطلبت عالی بود دست مریزاد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.