تبلیغات
مرکز درمان مشکلات یادگیری ستایش دهگلان - تعریفی از دانش‌آموز دیرآموز

مطالب همکاران مرکز درمان مشکلات یادگیری ستایش دهگلان

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :خالد مرادی
تاریخ:سه شنبه 27 آبان 1393-05:20 ب.ظ

تعریفی از دانش‌آموز دیرآموز

تعریفی از دانش‌آموز دیرآموز(مرزی):

دانش‌آموزان دارای هوش مرزی، دانش‌آموزانی هستند كه عملكرد آنها در آزمون‌های هوش، در فاصله 1 تا 2 انحراف استاندارد پایین‌تر از میانگین جامعه قرار می‌گیرد. به این دانش‌آموزان كندآموز یا دیرآموز گفته می‌شود. شكل مقابل جایگاه اینگونه افراد را در نمودار توزیع نرمال بر حسب مقیاس وكسلر نشان می‌دهد. همانگونه كه از شكل پیداست، كودكان مرزی %6/13  از جامعه را تشكیل می‌دهند و هوشبر آنها در مقیاس وكسلر بین 85-70 نمره قرار می‌گیرد. این دانش‌آموزان، عقب مانده ذهنی تلقی نمی‌شوند. از اینرو در طبقه‌بندی‌های معتبر ارایه شده از عقب‌ماندگی ذهنی، اشاره‌ای به آنها نشده است. معهذا بدلیل دشواریها و مشكلاتی كه در یادگیری و به‌ویژه یادگیری آموزشگاهی با آن مواجهند، تحت عنوان دانش‌آموزان كندآموز یا دیرآموز
(
Slow learner ) مورد بررسی قرار می‌گیرند.

تعریفی از دانش‌آموز دیرآموز(مرزی):

دانش‌آموزان دارای هوش مرزی، دانش‌آموزانی هستند كه عملكرد آنها در آزمون‌های هوش، در فاصله 1 تا 2 انحراف استاندارد پایین‌تر از میانگین جامعه قرار می‌گیرد. به این دانش‌آموزان كندآموز یا دیرآموز گفته می‌شود. شكل مقابل جایگاه اینگونه افراد را در نمودار توزیع نرمال بر حسب مقیاس وكسلر نشان می‌دهد. همانگونه كه از شكل پیداست، كودكان مرزی %6/13  از جامعه را تشكیل می‌دهند و هوشبر آنها در مقیاس وكسلر بین 85-70 نمره قرار می‌گیرد. این دانش‌آموزان، عقب مانده ذهنی تلقی نمی‌شوند. از اینرو در طبقه‌بندی‌های معتبر ارایه شده از عقب‌ماندگی ذهنی، اشاره‌ای به آنها نشده است. معهذا بدلیل دشواریها و مشكلاتی كه در یادگیری و به‌ویژه یادگیری آموزشگاهی با آن مواجهند، تحت عنوان دانش‌آموزان كندآموز یا دیرآموز
(
Slow learner ) مورد بررسی قرار می‌گیرند.

نارسایی‌ها و مشكلات دانش‌آموزان دیرآموز:

دانش‌آموزان دیرآموز به طور معمول با برخی از نارسایی‌ها و مشكلات زیر روبرو هستند:

- مشكل توجه و تمركز

- عدم توانایی تعمیم یك آموخته جدید به موارد و موقعیت‌های مشابه

- مشكلات گفتار و زبان

- بیماری جسمانی، تب شدید، تشنج و سوء تغذیه

- مشكلات حركتی

- عدم اعتماد به نفس و احساس عدم خودارزشمندی

- فقدان انگیزه پیشرفت

- نگرش منفی نسبت به خود

- عدم اكتساب مهارتهای اجتماعی

- عدم توانایی در برقراری ارتباط با دیگران

- احساس ناامنی روانی و آشفتگی عاطفی

- هراس از مدرسه و ترسهای دیگر

- ناهنجاریهای رفتاری و عاطفی

- خانواده فقیر، كم درآمد و كم سواد

- عدم همكاری خانه و مدرسه

- عدم اكتساب آمادگیهای لازم

دانش‌آموزان دیرآموز چه نیازهایی دارند؟

دانش‌آموزان دیرآموز بیش و پیش از هر امری نیازهایی دارند كه باید خانه و مدرسه به آنها پاسخ مناسب دهد. به این نیازها تحت عنوان انتظارهای كودكان با نیازهای ویژه با عنوانهای ذیل اشاره می‌شود:

- درست نشستن

- درست راه رفتن

- فهمیدن حرف دیگران

- بازی كردن

- انجام مهارتهای حركتی ظریف (مانند نخ كردن سوزن، هماهنگی چشم و دست)

- انجام مهارتهای حركتی درشت (مانند دویدن، جهیدن و از نردبان بالا رفتن)

- استفاده از وسایل (مانند قیچی و چسب)

- شركت در فعالیتهای گروهی و اجتماعی

- استفاده از وسایل رفت و آمد

- بیان احساسات و نیازها

- تأمین نیازهای بهداشتی

- مهارتهای اجتماعی

- مهارتهای زندگی مستقل

 

بدین ترتیب ملاحظه می‌شود دانش‌آموزان دیرآموز، نیازهایی دارند و به طور اخص مهارتهای اساسی را به طور كامل كسب نكرده‌اند. بنابر این ضرورت دارد پیش از اجرای برنامه‌های دوره‌ی ابتدایی یا همزمـــــان برنامه‌هـــای دوره‌ ابتدایـــی یا دوره پیش‌دبستانی اجرا شـــود و مهارتهای لازم كســــــب گـــردد. بسیــــاری از ایـــــن قبیــــل دانش‌آموزان قادر هستند تمام یا برخی از این گونه مهارتها و فعالیتها را در خلال بازی و واحدهای آموزشی یاد بگیرند و كسب كنند و وظیفه آموزشگاه نباید موجب یأس و شتابزدگی ما شود. زیرا آنها پس از آموزش لازم می‌توانند بسیاری از این گونه امور را با اندكی تفاوت یا آهسته‌تر انجام دهند. اگرچه باید اذعان كرد كه تأخیر در رشد آنها همواره بر فرایند یادگیری آنها اثر نامطلوب برجا می‌گذارد.

  راهبردهای كلی آموزش و پرورش دانش‌آموزان (مرزی، دیرآموز، كندآموز):

در آموزش و پرورش دانش‌آموزان دچار مشكلات یادگیری باید به نكات ذیل توجه نمود:

الف) دانش‌آموزان ناتوان همیشه قادر به پذیرش و سازگاری با نوع آموزش كه برای هر دانش‌آموز عادی فراهم می‌آید نیستند. نوع پاسخ‌های كودكان عادی و ناتوان مختلفند. از این رو ضروری است كه در امر گزینش محتوای آموزش و روش آموزش سازگاری‌هایی صورت گیرد. فی‌المثل برای آموزش دانش‌آموزان مرزی، روش‌ها یا راهبردهای نسبتاً ساختاری Structured و رهنمودی Directive كارایی بهتری دارند.

از طرف دیگر محتوای برنامه درسی دانش‌آموزان مرزی باید با توجه به ساخت‌های شناختی آنها به توالی‌های كوچكتر تقسیم شده و آموزش داده شود. آنها معمولاً قادر به درك مفاهیم اساسی درس نیستند و یا فاقد پیش نیازهای لازم برای‌ آموزش هستند. لذا توجه به نكته فوق ضروری است.

  ب) كسب موفقیت اولیه و اجتناب از موقعیت‌های ناكام كننده از مهمترین نكات عاطفی هستند كه باید به هنگام آموزش كودك مرزی بدان توجه داشت، بسیاری از دانش‌آموزان ناتوان تاریخچه‌‌ای طولانی از شكست پشت سر دارند، در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اند كه از آن بهره نبرده‌اند از این رو قرار دادن دانش‌آموز مرزی در موقعیت موفقیت حتی اگر موقتی باشد روش مؤثری قلمداد می‌شود. با افزایش عزت نفس دانش‌آموز مرزی می‌توان ضریب موفقیت آنان را افزایش داد. با استفاده از فنون تحلیل تكلیف و آموزش برنامه‌ای، می‌توان مراحل یا گام‌های آموزش محتوی را با سطح شناختی فعلی دانش‌آموز منطبق كرده و میزان موفقیت او را به حداكثر رساند.

ج) نظر به بداهت این امر كه بر اساس پژوهش در زمینه تعامل استعداد روش توبایس 1978-1985 بین استعداد دانش‌آموزان و روش تدریس، رابطه‌ای تعاملی برقرار است بهتر است در زمینه آموزش به دانش‌آموزانی كه از توانایی‌های كمتری برخوردار هستنــــد از روش‌هـــــای آموزشــــی ساختمندتر (ساخت‌دار Structured ) نظیر آموزش برنامه‌ای استفاده شود. در روش‌های ساختمند به دلیل طراحی‌های آموزشی قبلی معلم، دانش‌آموز اضطراب كمتری را تجربه می‌كند و با چالش‌های برنامه‌ریزی كمتر مواجه می‌شود.

د) نظر به رعایت اصل تعامل استعداد روش، سنجش‌پذیری آموزش به روش عینی و بناسازی نظام دانش حیطه اختصاصی دانش‌آموز دیرآموز بر اساس منطقی و معنی‌دار، تهیه هدف‌های رفتاری آموزشی، موضوعی لازم‌الاجرا است.

هـ) بدیهی است به منظور طراحی مؤثر هدف‌های رفتاری، سنجش دانش پیش نیاز دانش‌آموز ضروری است.

اصول آموزش دانش‌آموزان دیرآموز:

اصولی كه به یاددهی و یادگیری دانش‌آموزان دیرآموز كمك می‌كنند، به اختصار به شرح زیر می‌باشد:

1- اصل یادگیری از طریق عمل كردن:

دانش‌آموزان دیرآموز، توانایی محدودی برای انجام كارهای ذهنی دارند، لذا یادگیری آنها باید همراه عمل كردن باشد و از هر موقعیتی و در هر مكانی باید به منظور آموزش استفاده كرد.

2- اصل به‌كارگیری حواس و تربیت حواس:

در امر آموزش هر چه حواس بیشتری بكار گرفته شود، آن آموزش موفق‌تر است.

3- اصل توجه به زنجیره‌ای بودن مهارتها و دانشها:

مهارتها و دانشها به مانند حلقه‌های زنجیر با یكدیگر مرتبط هستند لذا در امر تدریس باید به این ارتباط و پیوستگی توجه داشت و مهارت یا دانش جدید باید با مهارت یا دانش قبلی مرتبط باشد و به تدریج بر دشواری، دقت و صراحت آن افزوده شود.

4- اصل واقع‌گرایی: هر قدر میان موضوعهای مورد تدریس و زندگی واقعی و فعالیتهای طبیعی كودك ارتباط و همبستگی وجود داشته باشد، تدریس موفق‌تر و اثربخش‌تر است در این باره استفاده از مصداقهای عینی و مثالهای كاربردی توصیه می‌شود.

5- اصل تفاوتهای فردی: هر قدر تدریس بر اساس نیازهای فردی و تفاوتهای فردی باشد، موفق‌تر و اثربخش‌تر است. از این رو استفاده از برنامه‌های آموزش انفرادی توصیه می‌شود.

6- اصل تعامل و تجربه: هر قدر دانش‌آموز با محیط‌های فیزیكی و اجتماعی تعامل بیشتری داشته باشد و از تجربه‌های گوناگون بهره‌مند باشد، برای رشد همه جانبه او مفیدتر خواهد بود.

اثرات نامطلوب جداسازی كودكان دیرآموز از دانش‌آموزان عادی:

1- اولین اثر نامطلوب این است كه روند جداسازی را ترغیب می‌كند. جوامع بشری به این سو حركت می‌كنند كه بتوانند شرایطی فراهم كنند كه در آن تمام افراد از هر جنس و نژاد و طبقه اجتماعی و توانایی‌ها و ناتوانایی‌های فردی حضور فعال در جامعه داشته و حق بهره‌مند شدن از امكانات اجتماعی را داشته باشند كه یكی از این امكانــــات آموزشی همگانی در كنار همسالان است. یعنی دانش‌آموزانی كه صرفاً  دارای مشكلات تحصیلی بوده و فاقد هر گونه مشكل اولیه در رفتارهای سازشی هستند حق برخورداری از آموزش عادی را دارند.

2- دومین اثر مربوط است به بعد عاطفی هر دو گروه احساس عدم كفایت یكی از اولین واكنش‌هایی است كه جدا كردن دانش‌آموزان دارای مشكلات تحصیلی می‌تواند در این دانش‌آموزان ایجاد كند. محرومیت از یك حق به این معنی است كه فرد لیاقت بهره‌مند شدن از آن حق را نداشته است. احساس بی‌لیاقتی می‌تواند به ایجاد نگرش منفی نسبت به خود منجر شود. افت یا از بین رفتن انگیزه و نا‌امیدی نیز از تبعات بعدی این روند است.

3- سومین اثر آن است كه اگر دانش‌آموزی مشكلش در یادگیری بعضی یا تمام دروس است، در محیطی قرار گیرد كه توقع آموزشی در حدی نباشد كه موجب ترغیب تلاش در وی شود می‌توان انتظار بی‌علاقه شدن نسبت به درس را از وی داشت. چرا كه برنامه‌‌ی آموزشی برای بالفعل رساندن استعدادهای دانش‌آموزان باید یك سطح بالاتر از توانایی‌های اولیه‌ی یادگیرنده باشد.

  مدرسه بستر مناسبی برای دانش‌آموزان فراهم می‌كند تا با افرادی از فرهنگ‌های مختلف و طبقات متفاوت اجتماعی و توانایی‌ها و نا‌توانی‌ها آشنا شوند و به آنها احترام بگذارد و حقوق آنها را رعایت كند. جدا كردن افرادی كه دارای توانایی‌های محدود‌تر تحصیلی هستند باعث محروم شدن سایر دانش‌آموزان از داشتن تجربه مثبت و سازنده برخورد با این افراد شده و در نتیجه حد تحمل آنها بر خوردهای بعدی در جامعه كاهش می‌یابد. در نتیجه چگونه می‌توان انتظار داشت در آینده‌ی نه چندان دور فارغ‌التحصیلان آموزشی استثنایی، توسط همسالان خود كه اكنون شهروندان و مسئولان همان جامعه هستند مورد پذیرش قرار گیرند و حداكثر امكانات را برای حضور فعال آنها مهیا سازند.

وراثت بر هوش اثر می‌گذارد اما میزان آن معلوم و دقیق نیست و اتفاق نظر وجود ندارد محیط بارور موجب افزایش بهره هوشی و محیط محروم موجب كاهش بهره هوشی فرد می‌شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.